مراسم تشییع پیکر شهید علیرضا نکونام در گلپایگان برگزارشد/ تصاویر

[ad_1]

مراسم تشییع پیکر شهید علیرضا نکونام در گلپایگان برگزارشد/ تصاویر

پیکر شهید علیرضا نکونام پس از بازگشت و تشییع بر روی دوش مردم در زادگاه و جوار دوستان شهیدش در گلزار شهدای روستای سعیدآباد آرام گرفت.

[ad_2]

لینک منبع

دیدار مادر شهید با یوسف گمشگشته خود پس از ۳۱ سال

[ad_1]

بوی پیراهن خونین کسی می آید

دیدار مادر شهید با یوسف گمشگشته خود پس از ۳۱ سال

تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچه ما کاش گذر داشته باشد …

[ad_2]

لینک منبع

گزارش تصویری از خبر بازگشت پیکر علیرضا نکونام به خانواده

[ad_1]

بازگشت پیکر مطهر شهید علیرضا نکونام از دل ام الرصاص

گزارش تصویری از خبر بازگشت پیکر علیرضا نکونام به خانواده

مادران و خواهرانی چشم انتظار و صدای کوبه دری که آنها را از چشم انتظاری درآورد.

روزگاری سرزمین ما ایران،شاهد ظهور مردانی بود که پس از هزار و اندی سال از حادثه عاشورا دوباره خالق عاشورایی دگر شدند.مردانی که به حق ،یاران آخرالزمانی حسین فاطمه (س)بودند.
شهادت را در دلهای آنها حسرتی بود بزرگ و این عشق آنها را تا دلِ تپه های دهلاویه ،بیابانهای تفتیده فکه و شلمچه و چزابه و هویزه، جزایر پر رمز و راز ام الرصاص و مجنون می کشاند. جهان صدای این عاشقی را از انتهای کانال های کمیل و حنظله شنیده است و نه تنها ما ایرانیان که جهانیان در پس این هزار داستان و واقعیت سر به مُهر مانده اند که چه شد که این ذهن های خاکی راه های آسمانی را یک شبه پیمودند.براستی جز شهادت عامل دیگری را نمی یابید که حبیب و قاسم و علی اصغر را در پشت سر امام زمانشان قرار دهد و پیامی را به جهان مخابره کند که خواب های جهانیانِ خفته، آشفته شود.
آری مرز میان شهود و شهادت و فریب های دنیایی را فقط با عاشقی می توان پیمود.
به آخرین دژ ام الرصاص راهی است فقط برای قدمهای منتظران.برای آنان که برای جمع آوری آذوقه آخرت آمده بودند.
از شهید علیرضا نکونام برایتان بگویم. دانشجوی حق طلبی که مسیر مکتب عرفان و حکمت را انتخاب کرده بود.او دانشجوی تربیت معلم بود اما درس را رها کرد تا نه تنها برای نسل خود که برای آیندگان معلم طریق راستی و حقیقت شود.
کربلای ۴ و جزیزه ام الرصاص از او و شجاعت هایش خاطره ها به یاد دارد.نیزارها و صدای غرش گلوله های دشمن و لاله هایی که مظلومانه پرپر شدند و این صدا در دل تاریخ طنین انداز شد.
از پدر و مادر و خواهرانی چشم انتظار برایتان بگویم که حالا از از آن وداع آخرینِ علیرضا با آنها قریب ۳۱ سال می گذرد. در وداع آخر« مادردر حال پختن نان بود که علیرضا به مادر گفت مادر راهی که من می خواهم بروم هم اسارت دارد و هم شهادت ، اما این راه را خودم انتخاب کردم، سپس خداحافظی کرد و رفت.»
سالها بود نگاه منتظر پدر و مادر لب پنجره نشسته بود و چشم انتظار صدای کوبه ی در که علیرضا آن را به صدا درآورد.پدر اشک هایش را پشت غرور مردانه اش پنهان می کرد و مادر و خواهران باران اشک هایشان را روانه بازگشت دوباره علیرضا می کردند. پدر در انتظار علیرضا ماند و او نیامدی و پدر به دیدار او نائل شد. حالا دیگر مادر با تنی رنجور و خواهران دلسوزش، علیرضا را انتظار می کشیدند.
مادر هنوز پس از سالها هنوز می گوید که او صبح به صبح برای دیدن من می آید. ولی حالا علیرضا آمده است ولی از آن قامت رعنای جوان ۲۰ ساله فقط یادگاری برای خانواده برگشته است و علیرضا و همرزمانش ،هستی شان را برای راست قامتی اسلام به ودیعه گذاشتند.
خواهر شهید از برادر رشیدش می گوید:
«هر بار که قصد عزیمت به جبهه داشت لباس بسیجی به تن نمی کرد، می گفت نمی خواهم کسی با خبر شود که جبهه می روم. همه کارهایش را مخفیانه انجام می داد و دوست نداشت دیگران از کارهایش مطلع باشند. حتی زمانی که دانشگاه پذیرفته شد ما نمی دانستیم که ثبت نام کرده است.
خیلی مهربان بود و از من و خواهر زاده ام امتحان می گرفت و می گفت اگر نمره خوبی گرفتید برایتان جایزه می خرم. برای ترغیب ما به یاد گرفتن قرآن جایزه تعیین می کرد. حتی زمانی که از جبهه برای ما نامه ارسال می کرد، برای مدیر مدرسه، معلم ها، پسر عمه ها و پسر عموها به صورت جداگانه نامه ارسال می کرد. زمانی که می خواست به جبهه برود همیشه از همه خداحافظی می کرد، انگار می دانست که شهید می شود. بسیار دنبال راه امام بود. همیشه در جلسات بسیجیان شرکت می کرد و حتی در همان جلسات شام نمی خورد، برای شام خوردن به خانه می آمد و می گفت شام حق بسیجیانی است که بیشتر زحمت می کشند.»
حالا فقط منتظرم تا علیرضا چند روز آینده بیاید و دیدگان شهر ما را روشن کند.
سرباز حسین(ع) بازگشتت مبارک.
این کلمات هدیه ای است به راست قامتان تاریخ اسلام، باشد که بپذیرند.
نوشته :محمدحسین.م

[ad_2]

لینک منبع

اجرای نمایش سیار عروسکی در بین کودک و نوجوانان گلپایگانی/ تصاویر

[ad_1]

اجرای نمایش سیار عروسکی در بین کودک و نوجوانان گلپایگانی/ تصاویر

نامداری گفت: در تاریخ یازدهم و دوازدهم تیر ماه این گروه در شهرستان گلپایگان به اجرای نمایش پرداختند

به گزارشدیار عالمان، مسئول کانون پرورش فکری گلپایگان عنوان کرد: این گروه نمایش از کانون پرورشی فکری استان تهران مهمان شهرستان ما شده است و گلپایگان اولین شهر برگزار کننده در استان اصفهان بوده است.

نرگس نامداری در گفت و گو با خبرنگار دیار عالمان اظهار کرد: ایجاد شور و نشاط در کودکان و نوجوانان و آشنایی آنها با کانون پرورش فکری نوجوانان از اهداف این گروه است.

وی افزود: در تاریخ یازدهم و دوازدهم تیر ماه این گروه در شهرستان گلپایگان به اجرای نمایش پرداختند.

مسئول کانون پرورش فکری گلپایگان در ادامه خاطرنشان کرد: ثبت نام های کانون فکری و پرورشی کودک و نوجوان در شهرستان از پانزدهم خرداد با حدود بیش از ۲۴ برنامه و کلاس های فرهنگی و هنری و ادبی از قبیل روخوانی کتاب، قصه گویی، نمایش، سفال، نقاشی، خوشنویسی و … شروع شده است.

[ad_2]

لینک منبع

مسابقات فوتسال جام رمضان به پایان رسید/تصاویر

[ad_1]

گزارشی ورزشی از جام رمضان فوتسال گلپایگان:

مسابقات فوتسال جام رمضان به پایان رسید/تصاویر

بازی اول: تیم سپاهان (الف) با نتیجه ۴ بر ۱ موفق شد تیم شهید فیروزی (الف) را در رده نوجوانان شکست دهد و به مقام اولی دست پیدا کند. در این رده سنی همچنین تیم شهید فیروزی(ب) نیز صاحب مقام سوم این مسابقات شد.
بازی دوم: در فینال رده سنی جوانان تیم جوانان شهید فیروزی(الف) با برتری ۳ بر ۲ به مقام اول رسید و تیمهای سپاهان و لبنیات کرانه دوم و سوم شدند.
بازی آخر: در رده سنی بزرگسالان تیم شهید فیروزی با نتیجه ۴ بر ۲ حریف خود را شکست داد و به مقام اول رسید و تیمهای شاهین و بیمه کار آفرین نیز به ترتیب دوم و سوم شدند.

[ad_2]

لینک منبع