نان جنگ و سلفی صلح

[ad_1]

قطعنامه ۵۹۸ برگی از تاریخ برای آیندگان

جنگ! آری جنگ! به ظاهر زمختش نگاه نکنید، با معرفت تر از او پیدا نمی شود! فقط کمی اسمش بد دررفته. چون که میدان جنگ جایی برای بلندگو به دست های داد بزن نیست. فقط باید بود و دید و رفت. این روزها بیشتر!

هیچ دقت کرده اید که چرا در تقابل جنگ و صلح، این فقط جنگ است که نوستالژی دارد، حرف و حدیث دارد، گفته و ناگفته دارد؟! عجبا، حتی آنهایی که اسم خود را «صلح طلب» گذاشته اند هم، به وقت خاطره گویی، دم از مخاطره جنگ می زنند! صلح را به پشتوانه جنگ می‌سازند و معرفی می‌کنند، من فرمانده جنگ بودم، من محور جنگ بودم، جنگ این را داشت، این را نداشت، این خوبی را داشت، آن را نداشت! و قص علیهذا…

کی و کجا صلح به پای جنگ رسیده در این هماورد؟ صلح از جنگ بهتر نیست، اما جنگ از صلح مظلوم تر است! من هم این را که اغلب می گویند:«زنده باد صلح» قبول دارم. اما حتی همین جماعت نیز، همه ادعای‌شان جنگ است، همین‌ها نان جنگ می‌خورند ولی با صلح عکس سلفی می‌گیرند. به همان اندازه که صلح با شعار همراه است جنگ عمل می‌خواهد تا صلح بماند. جنگ است دیگر! و باید گفت: ارزش صلح را جنگ رفته می‌داند. فرق است بین مردان صلح با مردان عمل، فرق است بین ورطه صلح و صحنه جنگ، ولی جنگ است و خاطراتش که در دوران صلح هم می‌شود موزه صلح طلب‌ها. جنگ است دیگر ظاهرش زمخت است اما نهال صلح را در دل می‌پروراند؛ شب ها و روزها و در زیر آسمان روشن شب های جنگ.

شب ها و روزها می‌آیند، می گذرند و نخواهند ماند. ولی اتفاقات آن روزها می‌مانند نه فقط در تقویم بلکه در دلها و نه فقط بر روی کاغذ بلکه در ذهن هایی که تشنه دانستن هستند و می‌خواهند عبرت بگیرند تا هر روزشان از دیروز بهتر باشد. تا بدانند چه شد که حالشان بدین منوال است وآینده چگونه رقم خواهد خورد. و سهمشان در سرنوشت کجای قصه زندگی است.

سخت است هر روز خبر شهادت شنیدن، سخت است هر روز با صدای آژیر زیستن، سخت است هر روز شاهد پرکشیدن جوانان شهر بودن و سخت است ببینی هنوز هم ضحاک ماردوش مغز جوانان این کشور را طلب می‌کند تا حقارت و ذلت نفس خود را سیراب از خون کند. ولی ماندن بر عهدی که با آزادی بسته اند سنگین است و بهایش را باید پرداخت کرد. باید بها داد تا عزت ها بمانند وذلت ها نیایند، تا روزی نیاید که ناموس ایرانی از اجنبی در امان نباشد. و الحق که سنگ تمام گذاشتند در طول کل دوران دفاع. و نفس مسیحیایی روح الله که مردم را برای جان دادن بسیج می‌کرد تا از مام وطن دفاع کنند. اما چند سال جنگیدن با این حجم از تلافات بار سنگینی بود بر دوش ملت و همه دوست داشتند جنگ تمام شود اما با عزت وکرامت ملت ایران. می‌خواستند آخر داستانِ شهادت، شهد شیرین عزت ملی را سر بکشند. تا همه بدانند ما برای چه جنگیدیم و برای چه خون دادیم. شاید ۸ سال در برابر عمر تاریخ بشر خیلی به چشم نیاید و اندک باشد و یا حتی هیچ محسوب شود. اما ارزش هایی که همین ۸ سال با تمام اتفاقاتش آنها را بیمه می‌کند، شاید سرنوشت تاریخ را رقم بزند. ۸ سالی که سخت بود ودشوار، اما گذشت. در راهِ گذشت برخی ها ماندند و برخی ها گذشتند از میدانِ زندگی تا ایرانِ سربلند در تاریخ بماند و خاکش به تاراج نرود. آنها خون دادند که خاک ندهند البته نه همه. آنطور که گفته اند فقط سه میلیون نفر از جمعیت ۳۶ میلیونیِ کشور، آن روز مستقیم درگیر جنگ شدند تا شاخ صدام را بشکنند و پشت حزب بعثش را به خاک مذلت بزنند. برخی ها اما جور دیگر می‌زیستند. طوری که عده ای فکر می‌کردند که حتی از امام امت به مردم وکشور دلسوزترند. هوای بی حوایی به سرشان زده بود. به فکر دنیا افتاده و اسمشان را «عقلا» گذاشته بودند اما شما بخوانید کاسه داغ تر از آشی که نجنگیده پهلوان شده و شمشیر نکشیده شوالیه شده بودند. خواب لبخند می‌دیدند، همه یک صدا شده بودند ارکستر سمفونیکِ نمی‌شود، نداریم، نمی‌توانیم! می‌نواختند و هر چه امام می‌گفت بهانه می‌تراشیدند.

این را از نقل قول حسین علایی راجع به جریان ملاقات روز ۲۷ خرداد ۶۷ هاشمی رفسنجانی با امام خمینی از زبان آقای هاشمی می‌توان فهمید: «به اتفاق رئیس جمهور و احمد آقا خدمت امام رفتیم. وضع جبهه‌ها، نیروها، امکانات کشور وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند. به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی می‌خواهند که ما در شرایط فعلی کشور، بودجه لازم برای تهیه آن‌ها را نداریم. امام گفتند بروید از مردم مالیات بگیرید. به ایشان گفتم این کار را کرده‌ایم و دیگر گرفتن مالیات بیشتر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود رسیده است. امام گفتند خب استقراض کنید. پس از این مسئله به امام گفتم نیروهای مردمی به جبهه نمی‌آیند. امام گفتند من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد می‌دهم. گفتم در کشور ارز ندارم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم. امام گفتند برای آن راهی پیدا کنید. بروید نفت پیش فروش کنید.»

امام مطلع بود، از نیت های همه مطلع بود. شاید برخی فکر می‌کردند دلیل اصرار امام بر می‌توانیم، گزاره‌های غلطی باشد که به امام می‌دادند فکر می‌کردند معجزات را هم می‌شود گزارش کرد و مکتوب ارائه داد.

بر طبل ها می‌کوبیدند صدایشان زبان ها را بند می‌آورد. خزانه خالی است، گندم دیگر شاید فقط تا چند ماه دیگر باشد. دلار نداریم، پولِ اسلحه نداریم، کارخانه ها چرخشان نمی‌گردد، منزوی شده ایم باید با دنیا (بخوانید جهانخواران) تعامل کنیم.

زبان ها می‌چرخید، نظامیان این گونه می‌گفتند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گفتند پول نداریم، شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند و خلاصه ای بود تلخ؛ «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود».

مردان جنگ را از سایه جنگ می‌ترساندند، «وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد… ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم». (مهرماه سال ۱۳۸۵ هاشمی رفسنجانی به مناسبت هفته دفاع مقدس در مصاحبه مطبوعاتی مسائل مربوط به ماه‌های منتهی به پذیرش قطعنامه را بازگو کرد و تصریح نمود)

«مسئولان ادامه‌ جنگ را خطرناک‌تر می‌دانستند و می‌گفتند عراق حتی‌ می‌تواند تهران را با موشک ویران کند» موسوی اردبیلی تعریف می‌کند، که امام می‌گفت از چه می‌ترسید؟ ما هم کشته شویم؟ آن ها به امام گفتند: اگر صدام موشک بزند و ما کشته شویم مسئله‌ای نیست اما عراق با تجهیزاتی که گرفته ممکن است پیش بیاید، خوزستان را بگیرد و پشت کوه‌های خرم آباد موضع بگیرد، آن وقت از دست ما کاری بر نمی‌آید.

آنقدر گفتند که امام پذیرفت. امام قبول کرد قطعنامه ی این فرزند سازمان ناملل را یک سال و ۷ روز بعد از صدور آن برای مصلحت بپذیرد.

اسطوره‌ای چون خمینی شاید با شانه‌های لرزان، های‌های و اشک‌ریزان با دلی پرخون اما مطمئن وقلبی رنج کشیده اما آرام بنویسد: «امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزى است که خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا ان‌شاءالله روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواستِ خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل، طالب شهادتیم.» پیام طولانی که برای قطعنامه ۵۹۸ می نویسد نشان از عمق درد دارد. نمیدانم شاید امام هم در کنار قلم و دفتر درد های عمیقش را روی کاغذها فریاد زده باشد. که حتی برای خودِ قطعنامه ننوشت. نمی‌دانم شاید امام کارهای دیگری داشته اند و شاید هم نظر دیگری. اما بعد از حج خونین از جام زهر می‌گوید از کاسه صبر از نامه‌هایی که دلش را رنجانده و از صداهایی که مدام تکرار می‌کردند؛ نداریم، نمیشود، نمیتوانیم!

امام(ره) در خصوص نامه میرحسین موسوی نیز می‌فرمایند: « آقای نخست‌وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.» و نوبت به سیاسیون و مسئولین تبلیغات جنگ می‌رسد. امام با اشاره به سایر گزارش‌ها و نامه ها می‌فرمایند:«مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.»

امام زهر در سینه دارد اما هنوز ایستاده می‌جنگد با ذهن های مریض با تحلیل های توام با ترس:

«من در اینجا از مادران، پدران، خواهران، برادران، همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارِ نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب اللهِ عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند.»

با همه داستان ها امام برای مصلحت، تلخی جام زهر را به جان خرید. گفته بودند رژیم بعث بد عهد است، فریب لبخند دشمن را نخورید، سلاح خود را خودتان ضعیف نکنید. جام زهر خورانده شد و بار دیگر صدام و این بار با نقاب منافقین برای تسخیر تهران یورش آورد اما خواست خدا بود شکستی که در مرصاد عراق را به خاک ذلت نشاند. و پنبه تمام نمی‌توانیم ها و نداریم ها را زد و نشان داد چه کسانی گزارش غلط داده اند.

گذشت و گذشت اما امام دیگر لبخند نزد.

«حاج عیسی(خادم امام خمینی) می‌گفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد و گفت حاج عیسی! شهدا به مقامی که بخواهند می‌رسند، جانبازان اجرشان را می‌گیرند، اسرا هم برمی‌گردند. اما من چه کار کنم؟»

مرحوم حجت الاسلام توسلی از مسئولان دفتر امام هم در این باره گفته است:

«بعد از آن‌که امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند و گفتند جام زهر را نوشیدم من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»

امیدش به خدا بود و می‌گفت بغض های فروخورده را نگه دارید تا به وقتش؛ «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلودِ قبولِ قطعنامه را سر کشیده‏ام و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم.»

«فرزندان انقلابى‏ام، اى کسانى که لحظه‏اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد. مى‏دانم که به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم که‏ شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست؛ مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى‏تان را در سینه‏ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزى از آنِ شماست.»

«خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با امریکا و شوروی و تمام قدرت‌های جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم. خداوندا در جهانِ شرک و کفر و نفاق در جهانِ پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیا و اولیا و علما تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفت‌های ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.»

قطعنامه نوشته شد، تصویب شد، شادی کردند به خیال خودشان، اما تضمینی بر اجرا نبود. چون قطعنامه به فریب لبخند گرگها دل بسته بود. سازمان ملل تمام عمرش جز محکوم کردن یکی در میان اتفاقات کاری نداشته است. حتی به حدی که ایران به اندازه کویت هم دیده نمی‌شد. صدام به هر دو کشور حمله کرد بود، اما جای سوزش و میزان سوزش سازمان ملل نیز متفاوت بود حتی در محکوم کردن های الکی.

قطع نامه نقض می‌شد اما با امید به فریب لبخند جهانخواران کاخ سفید حتی گروگانها در لبنان هم از قفس پریده بودند و قطعنامه مانده بود. نه خبری از پول بود، نه محاکمه و نه حتی اسمی از حامیان دیوانه شیمیایی تکریت.

امام نوشیدن جام زهر را مصلحت میدانست و وظیفه، اما صدام جشن ها به پا کرد اما شادی‌اش تا مغز استخوانش سوال داشت که چه شد ۸ سال گذشت با این همه کشته و بدهی تقریبا هیچ! پس شادی دگر چیست؟ عقلش زائل شده بود، فکر سلطنت به اعرابی را داشت که حامی شهوت قدرتش بودند. جشن و رقص و پایکوبی! همیشه‌ی تاریخ عده ای هستند که حتی برای شکست ها هم جشن می‌گیرند.

قطعنامه ۵۹۸ برگی از تاریخ است. تمام وکمالش هست هنوز جای آغازگر و مدافع عوض نشده است. هنوز صدای باکری ها از خوزستان می آید. هنوز دنیا خون فشان است، از عظمت شیر بچه هایی که در میدان شهادت خرامیدند و رفتند.

کاش می‌شد برای قطعنامه کلاس درسی تدارک دید. کاش می شد یک اردوی راهیان ملل ببری سازمان ملل. قطعنامه را تدریس کنی. کاش میشد صفحه ای از کتاب ها را برای قطعنامه ها بگذاری. تا اینگونه شاید ذهن ها دیگر گول فریب لبخندها را نمی‌خورد. شاید داستان آزادی گروگانهای لبنان در ماجرای جیسونِ عزیزِ اوباما تکرار نمی‌شد. کاش می‌شد اسم خیابانی کوچه‌ای و یا میدانی را به نام قطعنامه ۵۹۸ تغییر داد. تا تاریخ را با چشم تاریخ ببینیم و سازمان را خوب به ذهن بسپاریم و از کربلا درس شهامت بگیریم ومقاومت و نه مذاکره و سازش.

ولی نشد و درس نگرفتند و دوباره گفتند:

خزانه مملکت خالی است، اگر توافق نشود حتی آب خوردن نداریم، محیط زیست ندارم، رفاه نداریم، اشتغال نداریم، باید با کدخدا بست تا خدا نعمت دهد. تا نامدیریتی ها مدیریت شود، تا از انزوا خارج شویم تا حصرها بشکند، امضای کری هم تضمین است. لبخند و امضاء و دورهمی و عکس و قدم‌هایی که با شیطان زده شد. ولی اینها در تاریخ نمی‌ماند! چه شد که جام زهر شد برجام و بازی برد برد با شیطان بزرگ؟ چه شد چشمان مردان خمینی پر از اشک شد ودل‌هایشان خون؟ چرا مرصاد؟ چرا کویت؟ کدام غرامت؟ کدام دنیا؟ کدام صلح؟ کدام تضمین؟ تاریخ خودش سواد نوشتن دارد. خودش راهش را پیدا می‌کند زمان نشان می‌دهد (تحریم)ها لغو می‌شود یا نمی‌شود. اما همانطورکه بارها نشان داده برای دشمن حسن نیت، حسن نیت نمی‌آورد، ثابت کرده که قطعنامه عقیده ها را نمی‌کشد. مرصاد، موصل، حلب، بوسنی، بعلبک، صیاد، حاج قاسم، سید حسن نصرالله و هادی العامری. جنگ جنگِ عقیده است نه جنگِ دلار های نفتی.

و در انتهای این داستان غم انگیز باید نوشت و فریاد زد:

با وجود امامی چون خمینی بت‌شکن، پیامی چون پیام قطعنامه، سرداری چون قاسم سلیمانی، مردی چون سیدحسن نصرالله، سرمایه‌ای چون ایران، گنجی چون خون شهریاری شهید، شعاری چون «مرگ بر آمریکا»، ملتی چون ملت مقاوم ایران و ولی امر حکیم و فرزانه‌ای چون امام خامنه‌ای هیچ دری به روی ایران بسته نخواهد ماند، راه خمینی راه سعادت است.

 پایگاه بصیرت / گروه حماسه و جهاد/ سیدعلی موسوی

[ad_2]

لینک منبع

پروژه ناتوان سازی روحانی و اقدام موشکی سپاه

[ad_1]

تأملی در مواضع اخیر رئیس جمهور روحانی

پروژه ناتوان سازی روحانی و اقدام موشکی سپاه

سیاست دولت روحانی بر این است تا مزیت های گسترش ارتباطات با دنیای خارج را آن قدر در افکار عمومی داخل برجسته کند،تا به نوعی فشار داخلی علیه نهادهایی که روحانی پیش روی خود تعریف می کند، فراهم شود.

به گزارش دیار عالمان به نقل از سیاسی پایگاه بصیرت،دوره تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، فصل مهمی جهت بیان رویکردها و جهت گیری های آنان در حوزه های مختلف است، هرچند این فصل آمیخته با جاروجنجال های تبلیغاتی و سخنان و مواضع گاه نمایشی جهت جذب رأی می باشد، اما در ورای این تبلیغات، می توان برخی رویکردها و سیاست های مبنایی افراد و جریانات سیاسی را دریافت.

دکتر حسن روحانی و اسحاق جهانگیری که در انتخابات ریاست جمهوری امسال در یک طیف قرار داشتند و به جای بیان خط و مشی مستقل و متمایز خود، یکدیگر را پوشش می دادند و مکمل هم بودند، دو مفهوم مهم را محور گفتارهای خود  قرار دادند که ترکیب این دو کلیدواژه معنای خاصی را تولید می کند.

حجت الاسلام روحانی بیشتر بر مفهوم «ارتباط و تعامل» با دنیای خارج تأکید داشت و آن را نقطه عزیمت تحرک بخشیدن به داخل می دانست و اسحاق جهانگیری علاوه بر تأیید همین رویکرد، مفهوم «توانمندسازی انسان ها» را نیز در گفتارهای خود چندبار تکرار کرد. نگارنده این مطلب، در همان زمان طی مقاله ای به معناکاوی مواضع روحانی و جهانگیری در کنار مواضع دیگر نامزدهای انتخابات پرداخت و مفهوم مرکزی جهت گیری روحانی را تعامل، گفتگو و ارتباط به صورت کلی و تعامل با خارج به صورت ویژه، تعریف کرد. درباره مفهوم مورد نظر جهانگیری نیز چنین نوشت:  توانمندسازی انسان ها رویکردی در مباحث جدید توسعه است که راه توسعه را فقط توسعه اقتصادی و افزایش رشد اقتصادی و حتی توزیع عادلانه درآمدها نمی داند، بلکه این موارد و همچنین توسعه در دیگر حوزه ها را از طریق توانمندشدن افراد با فراهم کردن آزادی های اساسی آن ها، دنبال می کند. اندیشمند مطرح در این زمینه آمارتیا سِن است که عدالت و توسعه را از طریق دادن آزادی های اساسی به فرد دنبال می کند. نظریات سِن که به نوعی تلفیقی از جامعه گرایی و فردگرایی و نیز تلفیق اقتصاد لیبرالیستی و سوسیالیستی با یکدیگر است، در کشورهای اروپایی و به ویژه ایالات متحده آمریکا در سیاست های برخی از این دولت ها مورد توجه زیادی قرار گرفته است، با این حال با ظهور جریانات ملی گرا در اروپا و پیروزی فردی همچون ترامپ در آمریکا، می توان گفت پذیرش این نظریات در جوامع غربی با موانع مهمی مواجه است.[۱]

ناتوان سازی!

ترکیب دو کلیدواژه مورد نظر روحانی و جهانگیری، مفهوم «توانمندسازی داخل (با تاکید بر عامل انسانی) از طریق ارتباط با خارج» را تولید می کند. البته روحانی در همان زمان بخشی از این مفهوم را آشکار، و تنها به بُعد اقتصادی آن اشاره کرد و جهت گیری خود در اقتصاد را «اقتصاد درون گرایِ برون نگر» تعریف نمود، اما این همه بحث نیست. تلاش اصلی روحانی و نظریه پردازان پشت سر وی، استفاده از عامل خارجی جهت توانمندسازی بخش های خاصی از داخل و نه همه بخش هاست. اگر برون نگری با هدف تقویت و توانمندسازی همه عناصر و ظرفیت های داخلی در چارچوب یک توسعه بومی و با نظر به مسائل و مشکلات کشور باشد و اجازه ندهد چالش ها و مشکلات اقتصاد جهانی به داخل راه یابند، این رویکرد قابل دفاع است، اما می توان گفت، دولت روحانی، قصد ندارد تخصصی و فنّی وارد موضوع شود، بلکه این دولت تا اندازه ای اهداف سیاسی را در این رویکرد دنبال می کند.

سیاست دولت روحانی بر این است که عنصر خارجی و مطلوبیت های آن و مزیت های گسترش ارتباطات با دنیای خارج را آن قدر در افکار عمومی داخل برجسته کند، تا به صورت غیرمستقیم، نوعی فشار داخلی علیه نهادها و مراکز قدرتی که روحانی پیش روی خود تعریف می کند، فراهم شود. به عبارت دیگر، دولت روحانی توانمندسازی بخش هایی از داخل کشور با کمک عنصر خارجی را جهت رویارویی با بخش های دیگری از داخل کشور دنبال می کند.

رئیس جمهور روحانی در کنار این رویکرد، خود نیز همّتش را تا حدّی بر تخفیف و تضعیف این بخش های داخلی گذاشته است و به طور مشخص انگیزه ها و اراده های داخلی منتقد خود را هدف قرار داده است. نگاهی به سخنان وی در روز گذشته در جشنواره عمران سلامت این موضوع را روشن می کند. وی تصریح کرد: وقتی می گوییم کمک به ملت عراق، برخی فکر می کنند، فقط کسانی که با جانشان فداکاری می کنند، کمک کرده اند. البته باید قدردان این فداکاری ها باشیم، اما توجه داشته باشید که حقوق و سلاح همین افراد را چه کسی تامین می کند؟ تمام سلاحی که عراق برای مبارزه با داعش نیاز داشت و پول آن را چه کسی در شرایط تحریم تامین کرد؟ در مورد سوریه نیز همین طور. موشکی از خاک کشور شلیک شده و مرکز تروریست ها را هدف قرار داده است، این درست است . آنهایی که این موشک را پرتاپ کردند، تلاش و فداکاری نمودند اما چه کسی این موشک را طراحی و ساخته است؟ سازنده موشک دولت است، وزارت دفاع این موشک را ساخته‌، پولش را چه کسی تأمین کرده، بخش اقتصادی کشور آن را تأمین می کند، همه  اینها باید مورد توجه باشد[۲].

روحانی هرچند قبلا حمله موشکی سپاه علیه داعش در سوریه را «اقدامی بسیار به جا و درست»[۳] توصیف کرده بود، اما وی هیچ گفتار تشویق آمیز و تقدیرگونه ای از انگیزه و همت بالای سپاه پاسداران علیه تروریسم نداشت و آن را تنها یک وظیفه تعریف کرد. درست است که نیروهای سپاه پاسداران در مقابله با تروریسم به وظایف دینی، انسانی و انقلابی خود عمل می کنند، اما سخنان اخیر رئیس جمهور روحانی در کنار مواضع قبلی او، ابعاد بیشتری از تخفیف نیروهای انقلابی را آشکار کرد و حرکت آشکار او علیه اراده ها و انگیزه های انقلابی را نمایان ساخت. روحانی می داند که تنها فراهم کردن بودجه نظامی سبب تقویت قدرت نظامی و شجاعت در مقابله با تروریسم نمی شود و آنچه بیش از همه یک فرد را به کنش و حرکت وامی دارد، انگیزه است، اما وی این انگیزه ها را به فراموشی سپرده و قصد تضعیف و تخفیف آن ها را دارد. این همه بدین سبب است که روحانی نهادهایی همچون سپاه را پیش روی خود تعریف کرده و این برآمده از همان رویکرد رقیب هراسی ناروایی است که نظریه پردازان همراه وی تلقین می کنند. رئیس جمهور باید متوجه باشد که تلاش جهت خشکاندن اراده و انگیزه نیروهایی که به منافع ملی می اندیشند و سعی او بر ناتوان سازی این بخش ها، پشیمانی آزاردهنده ای را برای خود او به همراه خواهد آورد، چرا که انگیزه و اراده این نیروها با این سخنان خشکانده نمی شود، اما احتیاج همه رؤسای جمهور و شخص روحانی به این نیروها و انگیزه های آنان همواره وجود خواهد داشت، چه این که روحانی این روزها می بیند نیاز به موشک و افزایش توان موشکی، امری ضروری و غیرقابل بحث است، در حالی که او پیشتر سخنان و مواضعی را علیه این موضوع ابراز داشته بود و این روزها پشیمانی پنهان او آشکار شده است./

۱- http://basirat.ir/fa/news/301040

۲- http://www.president.ir/fa/99713

۳- http://www.isna.ir/news/96033017783

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ حمزه عالمی

منبع: سایت بصیرت

 

[ad_2]

لینک منبع

آزادی موصل و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران

[ad_1]

به گزارش دیار عالمان به نقل از بصیرت،اشغال شهر موصل به عنوان مرکز استان نینوا توسط تروریست های داعش باعث شد تا عراق با یک بحران امنیتی عمیقی مواجه شود؛ بحرانی که حتی احتمال اشغال پایتخت عراق در آن نیز وجود داشت، اما دو روز قبل با آزادسازی کامل موصل سرانجام این تهدید بر طرف شد.

عملیات آزادسازی شهر موصل تقریباً از یک سال پیش آغاز شد و با توجه به این که رود دجله از مرکز این شهر عبور می کند، این رود، شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرده است. عملیات نظامی ابتدا در سمت شرقی موصل آغاز شد و با توجه به بافت مسکونی و جمعیتی غیرمتراکم شهر، این عملیات طی ۱۰۰ روز به پایان رسید و بعد از آن عملیات پاکسازی بخش غربی موصل آغاز شد. عملیات پاکسازی بخش غربی موصل با توجه به بافت جمعیتی و مسکونی متراکم و وجود کوچه ها و خیابان های تنگ و پیچ در پیچ، تقریبا ۹ ماه به طول انجامید. طبق گفته ابو آلاء الولائی، فرمانده گردان های سیدالشهداء عراق،  طی عملیات آزادسازی موصل حدود ۵ هزار تروریست داعشی کشته شدند و بر اساس اطلاعات موجود می توان گفت حدود ۱۵ هزار تروریست در موصل باقی ماندند و با احتساب این که بالغ بر ۱۰ هزار نفر از آنها از موصل فرار کرده اند، می توان گفت هم اکنون حدود ۵ هزار داعشی در میان مردم مخفی شده و آماده ساماندهی مجدد اقدام علیه نیروهای عراقی هستند.

 با آزادسازی کامل شهر موصل، مرکز استان نینوی، تنها شهر تلعفر و همچنین ۲۰ منطقه کوچک، غالبا در حومه شرقی و شمالی استان نینوی باقی می ماند که همچنان در اختیار عناصر داعش قرار دارد و برنامه بعدی نیروهای امنیتی عراق، آزادسازی شهر تلعفر است. بافت جمعیتی شهر تلعفر از قمومیت ترکمان تشکیل شده و در آن ترکمان های شیعی و سنی حضور دارند و در حال حاضر این شهر تحت محاصره نیروهای حشد شعبی قرار دارد و با توجه به مخالفت طرف های منطقه ای و بین المللی، تا به الان زمینه برای ورود نیروهای حشد به داخل شهر فراهم نشده است، با این وجود با آزادسازی موصل می توان کار داعش در عراق را پایان یافته دانست، چرا که این موصل مرکز خلافت خودخوانده داعش بود.

در این میان نکته قابل توجه این که فعال شدن کانون های تروریستی در عراق می توانست امنیت ملی ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد، از این رو آزادسازی موصل نقش مهمی در افزایش ضریب امنیت ملی کشورمان خواهد داشت:

جایگاه عراق در امنیت ملی ایران

عراق به عنوان کشوری که بیشترین مرز مشترک را با ایران دارد، از لحاظ اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی، روابط عمیق و دوستانه مقامات عالی رتبه دو کشور و همچنین نقش عراق در محور مقاومت و همسایگی آن با سوریه و نیز تاثیرگذاری تاریخی عراق در جهان عرب، مسائل مشترک و مهمی را با ایران دارد و از این رو تحولات عراق همواره در بالاترین سطح حساسیت و اهمیت از منظر سیاست خارجی و امنیت ملی ایران مورد رصد قرار می گیرد.

 عراق امروز، برخلاف دوره صدام، از بعد امنیت ملی برای ایران یک فرصت است، چرا که افزایش روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران و عراق، آمد و شد مقامات و مردم دو کشور، نزدیکی سیاست ها، گرایشات و مواضع دو طرف نسبت به تحولات منطقه ای و بین المللی، منجر شده امروزه تهران و بغداد، بالاترین سطح روابط در طول تاریخ خود را داشته باشند. بنابراین هرگونه تهدیدی علیه عراق تهدیدی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز می باشد و از این رو آزادسازی موصل ضریب امنیت ملی ایران را افزایش می دهد. طی مدتی که موصل در اشغال تروریست های داعشی بود، زمینه سرمایه گذاری آمریکا و همراهان منطقه ای او بر روی تروریست ها و استفاده از آنها علیه امنیت ملی کشورمان وجود داشت، اما اکنون این پایگاه تروریسم در عراق از بین رفته است.

وحدت شیعه و سنی

اختلاف شعیه و سنی در عراق همواره به عنوان ابزاری از سوی دشمنان جهت تهدید آفرینی علیه ایران مطرح بوده است. در جریان نبرد ارتش و نیروهای مردمی عراق علیه تروریست ها، اهل سنت و شیعیان در کنار هم به مبارزه با تروریست ها پرداختند.  بسیج مردمی عراق اعلام کرده است که  ۲۵ هزار رزمنده اهل‌سنت در صفوف حشدالشعبی (بسیج مردمی) عراق با تکفیری‌های داعش می‌جنگند. چنین وحدتی باعث می شود زمینه ضربه زدن به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز از بین برود. از سوی دیگر جریانات سیاسی سنی مخالف ایران همواره ادعا می کردند که اهل سنت خواستار کاهش نفوذ ایران در عراق است، اما حضور مستشاران نظامی ایران در عراق و کمک به آزادسازی مناطق سنی نشین باعث شد که این ابزار از دست جریان های سیاسی نیز خارج شود.

پیوند جغرافیایی محور مقاومت

آزادسازی موصل، ارتباط زمینی محور مقاومت از ایران تا لبنان را فراهم می کند. در واقع فراهم شدن یک “کریدور” زمینی که  ایران را از طریق عراق و سوریه به لبنان و کرانه مدیترانه وصل می کند یکی از مهمترین پیامدهای آزادسازی موصل است و زمینه مانور دادن ایران در این منطقه را فراهمم ساخته و این مسئله به صورت مستقیم بر افزایش امنیت ملی ایران تاثیر گزار است.

دور شدن تهدید از مرزهای ایران

پیروزی تروریست ها در عراق می توانست منجر به ناامن شدن مرزهای ایران شود. در صورتی که تروریست ها موفق به اشغال بغداد می شدند، زمینه هجوم آن ها به مرزهای ایران فراهم می شد، هرچند آنان از کمترین توانایی جهت ناامن سازی جدی مرزهای ایران برخوردار نبودند، اما از لحاظ روانی پیروزی آنان در عراق، اربابان غربی و منطقه ای آن ها را جری تر می کرد و فشار علیه ایران افزایش می یافت. در چنین شرایطی آزادسازی موصل سبب شده تا سازمان یافتگی داعش در عراق از بین برود و این مسئله به معنای این است که تروریست ها اکنون به دنبال مخفی کردن خود و تلاش برای حملات پراکنده انتحاری هستند. البته حملات انتحاری تروریست ها در عراق و کشته شدن مردم بی گناه این کشور، یکی از نگرانی های جدّی ایران است، اما همچنان که گفته شد، فروپاشی لانه آنها در موصل می تواند، زمینه سرمایه گذاری آمریکا، عربستان، رژیم صهیونیستی و دیگر اربابان ترور را از بین ببرد و تروریست ها وقتی از جایی تأمین نشوند، طی مدت زمان نه چندان طولانی از بین می روند و مهم تر این که انگیزه های تروریستی آنان نیز فروکش می کند.

اهمیت این موضوع زمانی است که یادآور شویم سال قبل تقریبا در همین ایام، نیروهای مقاومت عراق، تحت هدایت سپاه پاسداران، آشیانه منافقین تروریست در عراق را برای آخرین بار هدف قرار دادند و آنان را مجبور کردند از آخرین پایگاه خود در این کشور، یعنی پادگان لیبرتی، به آلبانی فرار کنند. دور کردن دو کانون مهم ترور از عراق و مرزهای ایران، نقش تاریخی سپاه پاسداران و نیروهای مقاومت منطقه در افزایش ضریب امنیت ملی ایران را نشان می دهد.

نقش سردار سلیمانی در آزادسازی موصل و افزایش امنیت ملی ایران

حضور مستشاری فرماندهان ایران از ابتدای ورود داعش به عراق، یکی از موثرترین اقداماتی بود که در جهت تامین امنیت ملی صورت گرفت. در اینجا نباید از نقش یک فرمانده و استراتژیست بی بدیل، یعنی سردار سلیمانی، غافل شد.

آزادی موصل و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران

توانایی و هوش نظامی سردار سلیمانی به همراه نفوذ زیاد او در بین اهل سنت و شیعیان عراق، باعث شده بود تا وی به عنوان یک فرمانده جنگی، سهم زیادی در هماهنگی بین گروه های معارض عراقی، جهت اقدام علیه تروریست ها داشته باشد. سفیر کشورمان در لندن نیز با اشاره به آزادسازی موصل، در رابطه با نقش سردار سلیمانی اظهار کرد: سردار سلیمانی با ابتکارات و شیوه‌های نوین نظامی خود، نشان داد که با در نظر گرفتن عالی‌ترین استانداردهای جهانی، او بی‌تردید بزرگترین استراتژیست نظامی جهان معاصر است. این سردار بزرگ با ابتکارات، خلاقیت‌ها و نگاهی نو در اتخاذ استراتژی نوین نظامی در صحنه‌های نبرد عراق و سوریه، مسیر جنگ علیه داعش را چنان تغییر داد تا امروز دنیا بتواند شاهد ظهور آثار پیروزی‌های بزرگ ارتش عراق و سوریه در جنگ با داعش باشد.

سردار سلیمانی زمانی به درخواست دولت عراق مسؤلیت مستشاری نظامی برای ارتش عراق را به عهده گرفت و به صحنه نبرد عراق وارد شد، که بغداد در شصت کیلومتری مناطق تحت اشغال قرار داشت و داعش تصرف پایتخت عراق را دور از انتظار نمی‌دید. سامرا، کاظمین و مناطق اطراف همه ناامن بودند و ناامنی‌های مداوم این شهرهای مذهبی و حرمین شریفین، آن ها را در تیررس مداوم درگیری‌های نظامی قرار داده بود.

در همان روزی که موصل سقوط کرد، منابع غیررسمی از حضور فرمانده سپاه قدس در عراق خبر دادند. حیدر الخویی تحلیلگر عراقی موسسه «چتم هاوس» انگلیس در صحفه توییتر خود نوشت: «یک دوست و منبع آگاه به من گفت که قاسم سلیمانی بلافاصله وارد بغداد شده و شخصا به مراکز دفاعی بغداد بازدیده کرده تا مطمئن شود این شهر از استحکام دفاعی مناسبی برخودار است.»

پس از مطمئن شدن از وضعیت دفاعی بغداد، هدف اول جلوگیری از پیشروی بیشتر داعش و هدف دوم، بازپس‌گیری مناطق تحت اشغال تعریف شد. فتوای «جهاد کفایی» آیت‌الله سیستانی علیه داعش نیز، زمینه را برای جذب و آموزش‌ صدها هزار عراقی برای جنگ علیه این گروه تروریستی فراهم کرد. داوطلبان مردمی که در قالب «کمیته‌های بسیج مردمی» سازماندهی شدند، نقش اصلی را برای مقابله با داعش به عهده گرفتند. اکثر فرماندهان کمیته‌های بسیج مردمی از جمله هادی العامری (وزیر کشور عراق و ریئس سازمان بدر) و «ابو مهدی مهندس» (فرمانده کمیته‌های بسیج مردمی)، روابط نزدیکی با قاسم سلیمانی داشته و دارند و در کنار هم در جنگ ایران و عراق، علیه صدام حسین جنگیده اند. فعالیت‌های قاسم سلیمانی در عراق محرمانه و دور از چشم رسانه‌ها بود، اما همزمان با شکست‌های پی‌درپی داعش نقش وی بیشتر آشکار شد. هر جا عراقی‌ها در جنگ با داعش به پیروزی رسیده‌اند، بلافاصله عکسی از قاسم سلیمانی منتشر شده است. اولین تصویری که از قاسم سلیمانی منتشر شد پس از شکسته شدن محاصره شهر آمرلی واقع در استان صلاح‌الدین بود.

از این روست که اکنون همه سردار سلیمانی را به عنوان یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی دنیا مطرح می کنند. نقشی که وی در خنثی کردن تهدیدات تروریست ها در منطقه داشته و دارد را نمی توان با هیچ اقدام دیگری مقایسه کرد و اقدامات وی اکنون باعث شده تا امنیت ملی ایران بیش از گذشته تامین شود./

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/یوسف شفیعی

 

[ad_2]

لینک منبع

امروز تمام همت دشمن ایجاد اختلاف در اجتماعات ماست

[ad_1]

به گزارش دیار عالمان امام جمعه گلپایگان گفت: امروز تمام همت دشمن ایجاد اختلاف در اجتماعات ماست.

حجت الاسلام والمسلمین محمد علاء الدینی در نماز عید فطر گلپایگان، اظهار کرد: دشمن با خرج هزینه های بسیار به دنبال اختلاف افکنی در بین مردم و مسئولان نظام است.

وی با بیان اینکه رهبری برای حل مشکلات و اختلاف ها نسخه شفاف بخش دارد، بیان کرد: اصلی کردن و فرعی کردن مسائل یک راهکار است.

خطیب نماز عید فطر این شهر با اشاره به اینکه رئیس جمهور باید در مقابل دشمن شفاف سازی کند، تصریح کرد: این موارد اصل است ولی اینکه در کنار رئیس جمهور چه کسی و کسانی می نشینند یک فرع است.

حجت الاسلام علاءالدینی با بیان اینکه حرمت شکنی و اختلاف حرام است، خاطرنشان کرد: اهانت به مسئولان جمهوری اسلامی و شعار مرگ علیه آنان دادن  خطاست.

امام جمعه گلپایگان، با اشاره به اینکه انتقاد باید سازنده باشد و نه تخریب کند عنوان کرد: پازل دشمن را تکمیل نکنیم.

وی ادامه داد: روز عید روز اجتماع است و تکلیف ما حفظ و تقویت این اجتماع است.

خطیب جمعه این خطه با بیان اینکه پنتاگون ایران را کلید تسلط به ۳۵ کشور می داند، تصریح کرد: دشمن با تسلط به ایران می خواهد به تمام کشورهای منطقه مسلط شود.

حجت الاسلام والمسلمین علاءالدینی با یاداوری اینکه اسلام با هرگونه تفرقه افکنی در نظام اسلامی مخالف است و فلسفه حکم حرام بودن غیبت، سخن چینی و سوءظن نیز همین است گفت: حضور در اجتماع  پر برکت و با حضور در اجتماع می توان مشکلات بزرگ را حل کرد.

وی یاداور شد: گلپایگان با مشارکت مومنان و در اجتماع گلریزان ۲۲۰ میلیون تومان به طور مستقیم برای آزادی زندانیان جمع آوری شد.

[ad_2]

لینک منبع