بیمه با تغییر فرهنگ جامعه به یک اولویت تبدیل شده است

[ad_1]

رئیس سازمان تامین اجتماعی گلپایگان؛

بیمه با تغییر فرهنگ جامعه به یک اولویت تبدیل شده است

یاوری عنوان کرد: منابع اصلی سازمان تامین اجتماعی از وصول حق بیمه بوده و خدمات ارائه شده به بیمه شدگان تنها با وصول حق بیمه تامین می شود

به گزارش دیار عالمان؛ رئیس سازمان تامین اجتماعی شهرستان گلپایگان عنوان کرد: مردم با تغییر فرهنگ جامعه در حال حاضر بیمه را در اولویت های خود قرار داده و یک کارمند و یا کارگر در هنگام استخدام قبل از اطلاع از میزان دستمزد از وضعیت بیمه خود پرس و جو می کند.

مجتبی یاوری در گفت و گو با خبرنگار دیار عالمان وصول مطالبات حق بیمه را جزء مطالبات دسته اول دانست و گفت: دولت، کارفرما و بیمه شده با هم گره خورده و مثلثی را ایجاد کرده اند که هر جا اخلالی ایجاد شود همه سیستم با مشکل مواجه می شود.

وی اضافه کرد: منابع اصلی سازمان تامین اجتماعی از وصول حق بیمه بوده و خدمات ارائه شده به بیمه شدگان تنها با وصول حق بیمه تامین می شود.

رئیس سازمان تامین اجتماعی شهرستان تصریح کرد: پرداخت ها و تعهدات این سازمان در بخش بیمه ای، تعهدات کوتاه مدت و تعهدات بلند مدت را شامل می شود.

یاوری خدماتی همچون پرداخت مقرری بیکاری، کمک هزینه ازدواج، ایام بارداری، پروتز و هزینه سفر را از جمله خدمات کوتاه مدت معرفی کرد و گفت: این خدمات مستمر نبوده و در مقاطعی که فرد دچار بیماری و یا حادثه ای شود، او را حمایت می کند.

وی خدمات بازنشستگی، از کار افتادگی و پرداخت مستمری به بازماندگان فوت شده را خدمات بلند مدت سازمان تامین اجتماعی خواند و عنوان کرد: خدمات ارائه شده توسط این سازمان روز به روز در حال فزونی بوده و گرایش مردم نیز به بیمه در حال افزایش است.

انتهای پیام/ دیار عالمان

 

[ad_2]

لینک منبع

کلنگ پست ۶۳/۲۰ کیلو ولت گلپایگان در شهرک صنعتی زده شد

[ad_1]

کلنگ پست ۶۳/۲۰ کیلو ولت گلپایگان در شهرک صنعتی زده شد

کلنگ پست ۶۳/۲۰ کیلو ولت گلپایگان با هدف بهره برداری در مصارف صنعتی و سنگین زده شد

به گزارش دیار عالمان؛ کلنگ پست ۶۳/۲۰ کیلو ولت گلپایگان با هدف بهره برداری در مصارف صنعتی سنگین زده شد.

موسی رضایی مدیر عامل شرکت برق منطقه ای اصفهان در مراسم کلنگ زنی پست ۶۳/۲۰ امروز عصر اظهار کرد: این پست با توجه به توسعه و نیاز منطقه در شهرک صنعتی گلپایگان احداث شد.

وی با اشاره به این نکته که در آینده مصارف صنعتی سنگین از این پست در این منطقه صورت می گیرد عنوان کرد: منطقه صنعتی گلپایگان به جهت وجود پست ۴۶۳ کیلو ولت، از جهت منبع تغذیه شرایط بسیار خوب و مساعدی را دارا است.

مدیر عامل شرکت برق منطقه ای اصفهان با اشاره به اینکه پست ۶۳ کیلو ولت مرکز شهر گلپایگان در کنار ناحیه شرکت توزیع هست خاطرنشان کرد: برق شهرستان گلپایگان طی چند سال گذشته با تعویض ترانس ها و فیدرها توسعه یافته است و اکنون نیز مجددا درحال توسعه می باشد و شرایط این منطقه شرایط بسیار مناسبی است.

در ادامه برنامه نماینده مردم گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای اسلامی گفت: این پروژه طی ۲ سال آینده به بهره‌برداری خواهد رسید.

علی بختیار افزود: با این اقدام برای سرمایه گذارانی که در این منطقه می آیند به دنبال تامین برق پایدار و مطمئن تامین بوده ایم.

وی با اشاره به اینکه بخش اعظم تجهیزات این پست از محل اعتبارات بانک توسعه اسلامی تامین شده اظهار کرد: پیمانکار این پروژه می تواند به سرعت کار ساخت آن را شروع و ادامه دهد.

نماینده مردم گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: عملیات نصب کابل خودنگهدار دومین پروژه ای است که از حدود سه ماه پیش شروع شده و یک پروژه ۷ میلیاردی است که شاید رقم این پروژه به ده میلیارد تومان نیز برسد.

شهرستان خوانسار نخستین منطقه‌ای بوده که از کابل خودنگهدار برخوردار است و این پروژه نیز در شهر گلپایگان تا یک سال به اتمام می‌رسد.

وی در پایان با اشاره به اینکه بعد از شهرستان خوانسار، گلپایگان از شهرستان هایی است که به طور کامل در شبکه اصلی آن کابل خود نگهدار اجرا می شود تصریح کرد:  اجرای کابل خودنگهدار می تواند افت ولتاژ را در شهرستان جبران نماید

انتهای پیام/ دیار عالمان

[ad_2]

لینک منبع

هرکه دارد هوس خادمی اباعبدالله، بسم الله…

[ad_1]

هرکه دارد هوس خادمی اباعبدالله، بسم الله…

افرادی که تخصص فنی و معماری دارند و مایلند بدون دریافت حقوق به مدت یک ماه برای بازسازی عتبات عالیات در کشور عراق خدمت کنند جهت اعزام به دفتر ستاد مراجعه نمایند.

به گزارش دیار عالمان، افرادی که مایلند فرم اشتراک جهت پرداخت حضوری یا غیر حضوری تکمیل نمایند به دفتر ستاد در گلپایگان مراجعه نمایند.

افرادی که تخصص فنی و معماری دارند و مایلند بدون دریافت حقوق به مدت یک ماه برای بازسازی عتبات عالیات در کشور عراق خدمت کنند نیز جهت اعزام به دفتر ستاد مراجعه نمایند.

ادرس : خیابان امام حسین، جنب مسجد حجت الاسلام، فروشگاه محصولات فرهنگی محبان اهل بیت

 

[ad_2]

لینک منبع

آتش به اختیار به معنای مطالبه گری است

[ad_1]

امام جمعه گلپایگان

آتش به اختیار به معنای مطالبه گری است

حجت الاسلام علاالدینی با اشاره به لزوم پرهیز از دو قطبی سازی در فضای جامعه از صحبت برخی مسئولان، عنوان کرد: ما تنها نباید ادبیات ۲۴ میلیونی داشته باشیم و خط کشی بین ۱۶ میلیون و ۲۴ میلیون کاری درست نیست‌.

به گزارش دیار عالمان؛ حجت الاسلام والمسلمین محمد علاالدینی در نماز جمعه امروز که در مصلی برگزار شد، اظهار کرد: ما هیچ گاه به دنبال تخریب نبوده و نخواهیم بود و اگر این نظام جایی به پیروزی رسد افتخار آن برای همه ما خواهد بود.

امام جمعه گلپایگان با اشاره به لزوم پرهیز از دو قطبی سازی در فضای جامعه از صحبت برخی مسئولان، عنوان کرد: ما تنها نباید ادبیات ۲۴ میلیونی داشته باشیم و خط کشی بین ۱۶ میلیون و ۲۴ میلیون کاری درست نیست‌.

خطیب جمعه شهرستان با اشاره به حکومت مهدوی و فضای آن تصریح کرد:  کمک به محرومین و دلجویی از آن ها و همچنین سخت گیری نسبت به مسئولان از ویژگی های حکومت مهدوی است.

حجت الاسلام والمسلمین علاالدینی با اشاره به اینکه در تولید جهاد،در مصرف زهد و در توزیع عدالت باید باشد افزود: ما در توزیع آب گلپایگان به دنبال عدالت هستیم یاداور شد: سرکشی که در برخی روستاهای گلپایگان قدیم داشتیم تاسف اور است.

وی در ادامه از حضور باشکوه مردم در مراسم اخیر استقبال از شهدا و تشییع شهدا تجلیل کرد و بیان کرد: متاسفانه با وجود حضور پررنگ مردم در مراسم های اخیر این هفته در رسانه ها انعکاس زیادی پیدا نکرد.

امام جمعه این خطه در ادامه با اشاره به وزیدن دوباره نسیم حج پس از یک سال تحریم معنوی تصریح کرد: حضور مردم در حج لازم است و نباید حج هراسی کرد.

وی افزود: کسانی که به دنبال حج هراسی هستند باید بدانند در صورت حضور نداشتن مسلمانان در این فضا فرصت برای تبلیغات منفی صهیونیسم باز خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین علاالدینی در پایان با اشاره به نزدیک شدن سالروز شهادت آیت الله صدوق گلپایگانی اظهار کرد: این شخصیت اولین شهید روحانی انقلاب اسلامی و از حامیان و مبلغان امام ره بوده است.

[ad_2]

لینک منبع

اجتماع بزرگ مردم گلپایگان در سالروز شهادت امام جعفر صادق/ تصاویر

[ad_1]

اجتماع بزرگ مردم گلپایگان در سالروز شهادت امام جعفر صادق/ تصاویر

مردم دینمدار گلپایگان در سالروز شهادت رئیس مذهب شیعه، امام جعفر صادق(ع) در اجتماعی بزرگ مسیر بین دو امامزاده سیدالسادات تا هفده تن را پیمودند.

[ad_2]

لینک منبع

قطعنامه ۵۹۸ و برجام، شباهت ها و تفاوت ها

[ad_1]

ايران و قطعنامه ها

قطعنامه ۵۹۸ و برجام، شباهت ها و تفاوت ها

امضای برجام ،مردم ما را با توافقنامه‌ای آشنا کرد که برخی از موافقین و مخالفین برجام،آن را از نگاه خود با قطعنامه ۵۹۸ مقایسه کرده اند.

قطعنامه ۵۹۸ و برجام، شباهت ها و تفاوت هاقطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت  که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد از نظر کمی و تعداد واژه‌های به کار گرفته شده مفصل‌ترین و از نظر محتوا اساسی‌ترین و از نظر ضمانت اجرایی قوی‌ترین قطعنامه شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق است. این قطعنامه بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی بعد از گذشت یک‌سال و هفت روز از تاریخ صدور آن و در تاریخ ۲۷ تیرماه سال ۱۳۶۷ توسط ایران پذیرفته شد. از طرف دیگر امضای برجام در تیرماه سال ۹۴ مردم ما را با توافقنامه جدیدی آشنا کرد که هم برخی از موافقین برجام و هم برخی از مخالفین، آن را از نگاه خود با قطعنامه ۵۹۸ مقایسه کرده اند. مقایسه منصفانه حاکی از آن است که هم شباهت هایی مهمی بین این دو توافق وجود دارد و هم تفاوت های غیر قابل انکاری  بین آنها دیده می شود در زیر به ۲ مورد از شباهت ها و ۳ مورد از تفاوت های بین آنها اشاره می کنیم:

۱-  استقامت ملت ایران: در هر دو توافق، ایستادگی و مقاومت مردم مقدمه توافق بوده است. تحمل ۸ سال جنگ تحمیلی و خسته نشدن از مقاومت در آن سالها و ایستادگی ۱۲ ساله ملت ایران در مقابل شدیدترین تحریمها، واقعیت مهمی است که در هر تحلیلی باید مد نظر قرار گیرد. این ایستادگی و مقاومت بزرگترین پشتوانه برای مذاکره کنندگان در مذاکرات و دیپلماسی بود.

۲- اگر چه در هیچ یک از دو توافق ما به همه خواسته هایمان نرسیدیم ولی دشمن نیز نتوانست در مذاکرات به خواسته های خود به طور کامل دست یابد. در تبیین این موضوع باید گفت حضرت امام خمینی(ره) تعبیر جام زهر را در پذیرش قطعنامه به کاربرد و در برجام نیز آقای عراقچی به صراحت اعلام کردند که ما نتوانستیم همه خطوط قرمز مقام معظم رهبری را رعایت کنیم؛ ولی در سال ۶۷ صدام شکست را پذیرفت و این کشور به عنوان متجاوز در سازمان ملل شناخته شد و در برجام نیز طرف آمریکایی و بویژه رئیس جمهور جدید این کشور همواره از تعبیر توافق بسیار بد برای برجام استفاده می کند. یعنی در هر دو توافق ملت ایران پیروزی نسبی را به دست آورد.

۳- یکی از تفاوتهای قطعنامه ۵۹۸ و برجام در نتایج آن است. در حالی که در قطعنامه ۵۹۸ دشمن از تکرار جنگ به شدت پرهیزمی کرد و حتی تا کنون هیچ کشوری جرأت تهدید مستقیم ایران به صورت جدی را نداشته است ولی در برجام  تهدید به بازگشت تحریم ها بارها و بارها توسط طرف غربی تکرار شده است. این تفاوت نشان می دهد که ما در جنگ تحمیلی ضعفی از خود نشان ندادیم و دشمن نسبت به ادامه آن نا امید شده بود ولی در برجام احساس دشمن این بود که فشار تحریم ها ما را به پای میز مذاکره کشانده است و مواضع برخی مسئولین و جریانات داخلی به گونه ای بود که این تصور دشمن را تقویت می کرد و لذا امروز دشمن بر مبنای این احساس سخن از بازگرداندن تحریم ها می گوید.

۴- در اجرای قطعنامه ۵۹۸ به گونه ای عمل شد که جای هرگونه سوء استفاده از دشمن گرفته شد و حتی پس از پذیرش قطعنامه صدام با تقویت و حرکت نیروها به سمت مرزهای ایران ایستادگی ما را محک زد و پس از آنکه دید ملت و مسئولین ایران از جنگ خسته نشده اند فرار را بر قرار ترجیح داد. حتی در مبادله اسرا نیز مرحله ای کار انجام شد و ضمانت لازم برای عمل به تعهدات از دشمن گرفته شد ولی در اجرای برجام دولت ایران علی رغم دستور صریح و شفاف رهبری برای گرفتن ضمانت کافی در عمل به تعهدات، بسیاری از اقدامات بدون گرفتن ضمانت لازم اجرا شد و طرف غربی نیز مسرور از این اتفاق به بهانه های مختلف از اجرای تعهدات خود سر باز زد.

۵- در قطعنامه ۵۹۸، دیپلمات های ایران هرگز به قول یا وعده های شفاهی  و حتی مکتوب بدون ضمانت دشمن اعتماد نشد ولی در برجام دیپلمات های ما به قول شفاهی دشمن هم اعتماد کردند و نتیجه این اقدام این است که امروز  دیپلمات های ما به صراحت می گویند علاوه بر روح برجام، جسم برجام نیز نقض شده است.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که اجرای برجام هنوز به پایان نرسیده است و دولت می تواند با پشتوانه رهبری و ملت صبور ایران ضعف های موجود در اجرای برجام را دنبال کند. و این آیندگان هستند که قضاوت خواهند کرد آیا برجام توانسته است به اهداف خود برسد یا خیر؟

بصیرت / گروه سیاسی/ علی کارگر

 

[ad_2]

لینک منبع

نان جنگ و سلفی صلح

[ad_1]

قطعنامه ۵۹۸ برگی از تاریخ برای آیندگان

جنگ! آری جنگ! به ظاهر زمختش نگاه نکنید، با معرفت تر از او پیدا نمی شود! فقط کمی اسمش بد دررفته. چون که میدان جنگ جایی برای بلندگو به دست های داد بزن نیست. فقط باید بود و دید و رفت. این روزها بیشتر!

هیچ دقت کرده اید که چرا در تقابل جنگ و صلح، این فقط جنگ است که نوستالژی دارد، حرف و حدیث دارد، گفته و ناگفته دارد؟! عجبا، حتی آنهایی که اسم خود را «صلح طلب» گذاشته اند هم، به وقت خاطره گویی، دم از مخاطره جنگ می زنند! صلح را به پشتوانه جنگ می‌سازند و معرفی می‌کنند، من فرمانده جنگ بودم، من محور جنگ بودم، جنگ این را داشت، این را نداشت، این خوبی را داشت، آن را نداشت! و قص علیهذا…

کی و کجا صلح به پای جنگ رسیده در این هماورد؟ صلح از جنگ بهتر نیست، اما جنگ از صلح مظلوم تر است! من هم این را که اغلب می گویند:«زنده باد صلح» قبول دارم. اما حتی همین جماعت نیز، همه ادعای‌شان جنگ است، همین‌ها نان جنگ می‌خورند ولی با صلح عکس سلفی می‌گیرند. به همان اندازه که صلح با شعار همراه است جنگ عمل می‌خواهد تا صلح بماند. جنگ است دیگر! و باید گفت: ارزش صلح را جنگ رفته می‌داند. فرق است بین مردان صلح با مردان عمل، فرق است بین ورطه صلح و صحنه جنگ، ولی جنگ است و خاطراتش که در دوران صلح هم می‌شود موزه صلح طلب‌ها. جنگ است دیگر ظاهرش زمخت است اما نهال صلح را در دل می‌پروراند؛ شب ها و روزها و در زیر آسمان روشن شب های جنگ.

شب ها و روزها می‌آیند، می گذرند و نخواهند ماند. ولی اتفاقات آن روزها می‌مانند نه فقط در تقویم بلکه در دلها و نه فقط بر روی کاغذ بلکه در ذهن هایی که تشنه دانستن هستند و می‌خواهند عبرت بگیرند تا هر روزشان از دیروز بهتر باشد. تا بدانند چه شد که حالشان بدین منوال است وآینده چگونه رقم خواهد خورد. و سهمشان در سرنوشت کجای قصه زندگی است.

سخت است هر روز خبر شهادت شنیدن، سخت است هر روز با صدای آژیر زیستن، سخت است هر روز شاهد پرکشیدن جوانان شهر بودن و سخت است ببینی هنوز هم ضحاک ماردوش مغز جوانان این کشور را طلب می‌کند تا حقارت و ذلت نفس خود را سیراب از خون کند. ولی ماندن بر عهدی که با آزادی بسته اند سنگین است و بهایش را باید پرداخت کرد. باید بها داد تا عزت ها بمانند وذلت ها نیایند، تا روزی نیاید که ناموس ایرانی از اجنبی در امان نباشد. و الحق که سنگ تمام گذاشتند در طول کل دوران دفاع. و نفس مسیحیایی روح الله که مردم را برای جان دادن بسیج می‌کرد تا از مام وطن دفاع کنند. اما چند سال جنگیدن با این حجم از تلافات بار سنگینی بود بر دوش ملت و همه دوست داشتند جنگ تمام شود اما با عزت وکرامت ملت ایران. می‌خواستند آخر داستانِ شهادت، شهد شیرین عزت ملی را سر بکشند. تا همه بدانند ما برای چه جنگیدیم و برای چه خون دادیم. شاید ۸ سال در برابر عمر تاریخ بشر خیلی به چشم نیاید و اندک باشد و یا حتی هیچ محسوب شود. اما ارزش هایی که همین ۸ سال با تمام اتفاقاتش آنها را بیمه می‌کند، شاید سرنوشت تاریخ را رقم بزند. ۸ سالی که سخت بود ودشوار، اما گذشت. در راهِ گذشت برخی ها ماندند و برخی ها گذشتند از میدانِ زندگی تا ایرانِ سربلند در تاریخ بماند و خاکش به تاراج نرود. آنها خون دادند که خاک ندهند البته نه همه. آنطور که گفته اند فقط سه میلیون نفر از جمعیت ۳۶ میلیونیِ کشور، آن روز مستقیم درگیر جنگ شدند تا شاخ صدام را بشکنند و پشت حزب بعثش را به خاک مذلت بزنند. برخی ها اما جور دیگر می‌زیستند. طوری که عده ای فکر می‌کردند که حتی از امام امت به مردم وکشور دلسوزترند. هوای بی حوایی به سرشان زده بود. به فکر دنیا افتاده و اسمشان را «عقلا» گذاشته بودند اما شما بخوانید کاسه داغ تر از آشی که نجنگیده پهلوان شده و شمشیر نکشیده شوالیه شده بودند. خواب لبخند می‌دیدند، همه یک صدا شده بودند ارکستر سمفونیکِ نمی‌شود، نداریم، نمی‌توانیم! می‌نواختند و هر چه امام می‌گفت بهانه می‌تراشیدند.

این را از نقل قول حسین علایی راجع به جریان ملاقات روز ۲۷ خرداد ۶۷ هاشمی رفسنجانی با امام خمینی از زبان آقای هاشمی می‌توان فهمید: «به اتفاق رئیس جمهور و احمد آقا خدمت امام رفتیم. وضع جبهه‌ها، نیروها، امکانات کشور وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند. به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی می‌خواهند که ما در شرایط فعلی کشور، بودجه لازم برای تهیه آن‌ها را نداریم. امام گفتند بروید از مردم مالیات بگیرید. به ایشان گفتم این کار را کرده‌ایم و دیگر گرفتن مالیات بیشتر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود رسیده است. امام گفتند خب استقراض کنید. پس از این مسئله به امام گفتم نیروهای مردمی به جبهه نمی‌آیند. امام گفتند من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد می‌دهم. گفتم در کشور ارز ندارم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم. امام گفتند برای آن راهی پیدا کنید. بروید نفت پیش فروش کنید.»

امام مطلع بود، از نیت های همه مطلع بود. شاید برخی فکر می‌کردند دلیل اصرار امام بر می‌توانیم، گزاره‌های غلطی باشد که به امام می‌دادند فکر می‌کردند معجزات را هم می‌شود گزارش کرد و مکتوب ارائه داد.

بر طبل ها می‌کوبیدند صدایشان زبان ها را بند می‌آورد. خزانه خالی است، گندم دیگر شاید فقط تا چند ماه دیگر باشد. دلار نداریم، پولِ اسلحه نداریم، کارخانه ها چرخشان نمی‌گردد، منزوی شده ایم باید با دنیا (بخوانید جهانخواران) تعامل کنیم.

زبان ها می‌چرخید، نظامیان این گونه می‌گفتند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گفتند پول نداریم، شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند و خلاصه ای بود تلخ؛ «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود».

مردان جنگ را از سایه جنگ می‌ترساندند، «وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد… ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم». (مهرماه سال ۱۳۸۵ هاشمی رفسنجانی به مناسبت هفته دفاع مقدس در مصاحبه مطبوعاتی مسائل مربوط به ماه‌های منتهی به پذیرش قطعنامه را بازگو کرد و تصریح نمود)

«مسئولان ادامه‌ جنگ را خطرناک‌تر می‌دانستند و می‌گفتند عراق حتی‌ می‌تواند تهران را با موشک ویران کند» موسوی اردبیلی تعریف می‌کند، که امام می‌گفت از چه می‌ترسید؟ ما هم کشته شویم؟ آن ها به امام گفتند: اگر صدام موشک بزند و ما کشته شویم مسئله‌ای نیست اما عراق با تجهیزاتی که گرفته ممکن است پیش بیاید، خوزستان را بگیرد و پشت کوه‌های خرم آباد موضع بگیرد، آن وقت از دست ما کاری بر نمی‌آید.

آنقدر گفتند که امام پذیرفت. امام قبول کرد قطعنامه ی این فرزند سازمان ناملل را یک سال و ۷ روز بعد از صدور آن برای مصلحت بپذیرد.

اسطوره‌ای چون خمینی شاید با شانه‌های لرزان، های‌های و اشک‌ریزان با دلی پرخون اما مطمئن وقلبی رنج کشیده اما آرام بنویسد: «امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزى است که خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا ان‌شاءالله روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواستِ خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل، طالب شهادتیم.» پیام طولانی که برای قطعنامه ۵۹۸ می نویسد نشان از عمق درد دارد. نمیدانم شاید امام هم در کنار قلم و دفتر درد های عمیقش را روی کاغذها فریاد زده باشد. که حتی برای خودِ قطعنامه ننوشت. نمی‌دانم شاید امام کارهای دیگری داشته اند و شاید هم نظر دیگری. اما بعد از حج خونین از جام زهر می‌گوید از کاسه صبر از نامه‌هایی که دلش را رنجانده و از صداهایی که مدام تکرار می‌کردند؛ نداریم، نمیشود، نمیتوانیم!

امام(ره) در خصوص نامه میرحسین موسوی نیز می‌فرمایند: « آقای نخست‌وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم، به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.» و نوبت به سیاسیون و مسئولین تبلیغات جنگ می‌رسد. امام با اشاره به سایر گزارش‌ها و نامه ها می‌فرمایند:«مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.»

امام زهر در سینه دارد اما هنوز ایستاده می‌جنگد با ذهن های مریض با تحلیل های توام با ترس:

«من در اینجا از مادران، پدران، خواهران، برادران، همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارِ نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب اللهِ عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند.»

با همه داستان ها امام برای مصلحت، تلخی جام زهر را به جان خرید. گفته بودند رژیم بعث بد عهد است، فریب لبخند دشمن را نخورید، سلاح خود را خودتان ضعیف نکنید. جام زهر خورانده شد و بار دیگر صدام و این بار با نقاب منافقین برای تسخیر تهران یورش آورد اما خواست خدا بود شکستی که در مرصاد عراق را به خاک ذلت نشاند. و پنبه تمام نمی‌توانیم ها و نداریم ها را زد و نشان داد چه کسانی گزارش غلط داده اند.

گذشت و گذشت اما امام دیگر لبخند نزد.

«حاج عیسی(خادم امام خمینی) می‌گفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد و گفت حاج عیسی! شهدا به مقامی که بخواهند می‌رسند، جانبازان اجرشان را می‌گیرند، اسرا هم برمی‌گردند. اما من چه کار کنم؟»

مرحوم حجت الاسلام توسلی از مسئولان دفتر امام هم در این باره گفته است:

«بعد از آن‌که امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند و گفتند جام زهر را نوشیدم من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»

امیدش به خدا بود و می‌گفت بغض های فروخورده را نگه دارید تا به وقتش؛ «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلودِ قبولِ قطعنامه را سر کشیده‏ام و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم.»

«فرزندان انقلابى‏ام، اى کسانى که لحظه‏اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد. مى‏دانم که به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم که‏ شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست؛ مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى‏تان را در سینه‏ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزى از آنِ شماست.»

«خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با امریکا و شوروی و تمام قدرت‌های جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم. خداوندا در جهانِ شرک و کفر و نفاق در جهانِ پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیا و اولیا و علما تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفت‌های ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.»

قطعنامه نوشته شد، تصویب شد، شادی کردند به خیال خودشان، اما تضمینی بر اجرا نبود. چون قطعنامه به فریب لبخند گرگها دل بسته بود. سازمان ملل تمام عمرش جز محکوم کردن یکی در میان اتفاقات کاری نداشته است. حتی به حدی که ایران به اندازه کویت هم دیده نمی‌شد. صدام به هر دو کشور حمله کرد بود، اما جای سوزش و میزان سوزش سازمان ملل نیز متفاوت بود حتی در محکوم کردن های الکی.

قطع نامه نقض می‌شد اما با امید به فریب لبخند جهانخواران کاخ سفید حتی گروگانها در لبنان هم از قفس پریده بودند و قطعنامه مانده بود. نه خبری از پول بود، نه محاکمه و نه حتی اسمی از حامیان دیوانه شیمیایی تکریت.

امام نوشیدن جام زهر را مصلحت میدانست و وظیفه، اما صدام جشن ها به پا کرد اما شادی‌اش تا مغز استخوانش سوال داشت که چه شد ۸ سال گذشت با این همه کشته و بدهی تقریبا هیچ! پس شادی دگر چیست؟ عقلش زائل شده بود، فکر سلطنت به اعرابی را داشت که حامی شهوت قدرتش بودند. جشن و رقص و پایکوبی! همیشه‌ی تاریخ عده ای هستند که حتی برای شکست ها هم جشن می‌گیرند.

قطعنامه ۵۹۸ برگی از تاریخ است. تمام وکمالش هست هنوز جای آغازگر و مدافع عوض نشده است. هنوز صدای باکری ها از خوزستان می آید. هنوز دنیا خون فشان است، از عظمت شیر بچه هایی که در میدان شهادت خرامیدند و رفتند.

کاش می‌شد برای قطعنامه کلاس درسی تدارک دید. کاش می شد یک اردوی راهیان ملل ببری سازمان ملل. قطعنامه را تدریس کنی. کاش میشد صفحه ای از کتاب ها را برای قطعنامه ها بگذاری. تا اینگونه شاید ذهن ها دیگر گول فریب لبخندها را نمی‌خورد. شاید داستان آزادی گروگانهای لبنان در ماجرای جیسونِ عزیزِ اوباما تکرار نمی‌شد. کاش می‌شد اسم خیابانی کوچه‌ای و یا میدانی را به نام قطعنامه ۵۹۸ تغییر داد. تا تاریخ را با چشم تاریخ ببینیم و سازمان را خوب به ذهن بسپاریم و از کربلا درس شهامت بگیریم ومقاومت و نه مذاکره و سازش.

ولی نشد و درس نگرفتند و دوباره گفتند:

خزانه مملکت خالی است، اگر توافق نشود حتی آب خوردن نداریم، محیط زیست ندارم، رفاه نداریم، اشتغال نداریم، باید با کدخدا بست تا خدا نعمت دهد. تا نامدیریتی ها مدیریت شود، تا از انزوا خارج شویم تا حصرها بشکند، امضای کری هم تضمین است. لبخند و امضاء و دورهمی و عکس و قدم‌هایی که با شیطان زده شد. ولی اینها در تاریخ نمی‌ماند! چه شد که جام زهر شد برجام و بازی برد برد با شیطان بزرگ؟ چه شد چشمان مردان خمینی پر از اشک شد ودل‌هایشان خون؟ چرا مرصاد؟ چرا کویت؟ کدام غرامت؟ کدام دنیا؟ کدام صلح؟ کدام تضمین؟ تاریخ خودش سواد نوشتن دارد. خودش راهش را پیدا می‌کند زمان نشان می‌دهد (تحریم)ها لغو می‌شود یا نمی‌شود. اما همانطورکه بارها نشان داده برای دشمن حسن نیت، حسن نیت نمی‌آورد، ثابت کرده که قطعنامه عقیده ها را نمی‌کشد. مرصاد، موصل، حلب، بوسنی، بعلبک، صیاد، حاج قاسم، سید حسن نصرالله و هادی العامری. جنگ جنگِ عقیده است نه جنگِ دلار های نفتی.

و در انتهای این داستان غم انگیز باید نوشت و فریاد زد:

با وجود امامی چون خمینی بت‌شکن، پیامی چون پیام قطعنامه، سرداری چون قاسم سلیمانی، مردی چون سیدحسن نصرالله، سرمایه‌ای چون ایران، گنجی چون خون شهریاری شهید، شعاری چون «مرگ بر آمریکا»، ملتی چون ملت مقاوم ایران و ولی امر حکیم و فرزانه‌ای چون امام خامنه‌ای هیچ دری به روی ایران بسته نخواهد ماند، راه خمینی راه سعادت است.

 پایگاه بصیرت / گروه حماسه و جهاد/ سیدعلی موسوی

[ad_2]

لینک منبع

غرب‌زدگی ثمره‌ی‌ غفلت از مکتب‌جعفری

[ad_1]

متن زیر در قالب گفتگو در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی منتشر شده است. این مرجع تقلید در این گفت وگو به بیان حقایقی شنیدنی از زندگی امام صادق (علیه السلام) پرداخته است.

در بین اهل بیت (علیهم السلام)، امام صادق (علیه السلام) بیشتر از همه‌ آن بزرگواران موفّق به نشر و ترویج علوم و معارف اسلامی شدند. بفرمایید علّت آن چیست؟

علّت این‌که حضرت صادق علیه‌السلام در بین ائمه (صلوات الله علیهم اجمعین) در این حدّ موفق به نشر علوم اسلامی و معارف قرآنی گردیدند که حتی به این مناسبت، مذهب شیعه – که همان اسلام خالص است- به نام آن حضرت معروف و جعفری نامیده شد، این است که اوضاع و احوال سیاسی زمان آن حضرت این فرصت نشر معارف و علوم را فراهم نمود که حضرت بتوانند بیش از سایر اهل بیت علیهم السلام به این عمل اقدام نمایند چرا که عصر آن حضرت، عصر ضعف بنی‌امیه و قیام مردم علیه حکومت آنها بود و حکومت بنی عباس هم اگر چه تأسیس شد.اما در آغاز کار، قدرت اِعمال سیاست روی مدارس، مجالس علمی و معارف اسلامی نداشت، و برای علاقمندان به علم و دانش‌پژوهان، فرصتی پیدا شد که بتوانند عمیقانه علوم اسلام را بررسی و مطالعه کنند؛ از این جهت از اطراف و اکناف برای کسب علم از حضرت صادق علیه‌السلام به آن حضرت روی آوردند و حضرت در این فرصت توانستند معارف اسلام و حقایقی را که تا آن زمان مخفی مانده بود آشکار و در اختیار مردم بگذارند.

موقعیت امام صادق (علیه السلام) نزد بزرگان و دانشمندان شیعه و اهل سنت چگونه است؟

هر اهل تحقیقی که کتب و آثار بزرگان و دانشمندان را مورد مطالعه قرار دهد متوجه می‌شود که دانشمندان بزرگ حتی از مخالفین مکتب اهل بیت علیهم السلام، امام صادق علیه الصلاه و السلام را ستوده‌ و زبان به اعتراف درباره اعلم‌ و افقه‌بودن ایشان دارند.

به طور مثال ابوحنیفه رئیس احناف می‌گوید: «مَا رَأَیْتُ أفقَه مِنْ جَعْفَر بْنِ مُحَمَّد؛ من فقیه‌تر از جعفر بن محمد ندیده‌ام.» یا ابن عقده – از محدثان معتبر و مورد قبول نزد شیعه و سنی- کتابى دارد به نام «اسماء الرجال الذین رووا عن الصادق علیه السلام» که در آن نام چهار هزار نفر را نقل کرده که همه از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام حدیث نقل کرده‌اند و اخذ علم نموده‌اند.یا این‌که نجاشى در رجال خود از احمد بن عیساى اشعرى نقل کرده که می‌گوید: «قال: خرجت إلى الکوفه فی طلب الحدیث فلقیت بها الحسن بن علی الوشاء فسألته أن یخرج الی کتاب العلاء بن رزین القلاء و أبان بن عثمان الأحمر فأخرجهما إلیّ فقلت له: أحب أن تجیزهما لی. فقال لی: رحمک الله و ما عجلتک اذهب فاکتبهما و اسمع من بعد. فقلت: لا آمن الحدثان‏. فقال: لو علمت أن هذا الحدیث یکون له هذا الطلب لاستکثرت منه فإنی أدرکت فی هذا المسجد تسعمائه شیخ کل یقول حدثنی جعفر بن محمد؛ من در طلب علم حدیث به کوفه رفتم و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسیدم، به او گفتم: کتاب علاء بن زرین و ابان بن عثمان احمر را به من بدهید تا از روى آن‌ها نسخه‌بردارى کنم؛ او آن دو کتاب را من داد، گفتم: اجازه روایت نیز بدهید. فرمود: خدا تو را رحمت کند، چقدر عجله دارى ببر بنویس؛ سپس بیا براى من بخوان تا بشنوم؛ آن‌گاه اجازه روایت بدهم.گفتم: بر خودم از پیشامدهاى زمان خاطر جمع نیستم.حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من می‌دانستم که حدیث اینگونه مشترى و خواهان دارد، بیشتر از این جمع می‌کردم. من در مسجد کوفه ۹۰۰ شیخ را درک کرده‌ام که همه می‌گفتند: حدیث کرد مرا جعفر بن محمد.»

آنچه معروف است امام صادق (علیه السلام) بیش از چهارهزار نفر شاگرد تربیت کرده‌اند. بفرمایید آیا همه این شاگردان در رشته‌‌های اسلامی پرورش یافته‌اند یا در رشته‌های تجربی هم ایشان شاگردی داشته‌اند؟

شاگردان آن حضرت در رشته‌های علوم اسلامی، مانند کلام، فقه، تفسیر و حدیث خلاصه نمی‌شوند. آن حضرت در رشته‌های مختلفی علوم طبیعی، مانند شیمی، طب، تشریح، نبات‌شناسی، نجوم، هیئت،‌ ریاضی و منافع الأعضاء نیز شاگردان بسیاری داشتند.ابن عقده این دانشمند متبحّر در علم رجال، چهار هزار نفر از شاگردان حضرت صادق علیه‌السلام را به نام در کتابش جمع‌آوری کرده، و از هر کدام در یک موضوع علمی و اسلامی از آن حضرت کلام و حدیثی نقل کرده است. کتاب توحید مفضل، رساله‌ی اهلیلجه، مباحثات آن حضرت با رؤسا و سران زنادقه و ملاحده، و مادیین همه موجود است که اطلاع و علم وسیع آن حضرت از طب، تشریح و خواص اشیاء را ثابت می‌کند.

آیا صحیح است که جابر بن حیّان دانشمند بزرگ علم شیمی هم از شاگردان آن حضرت بوده‌اند؟

یکی از علومی که مسلماً حضرت صادق علیه السلام تدریس نموده و عنایت به آن داشته‌اند علم شیمی بوده که سرانجام از آن دانشگاه بزرگ، مردی نابغه به نام جابر بن حیان فارغ التحصیل شد که اگر از زمان جابرین حیان تا حال دنبال نتایج استفاده‌های این مرد را از امام ششم و فحص‌ها و تحقیقات و بحث‌های علمی او را گرفته بودیم و به علوم دیگر که مورد نیاز جوامع متمدن و پیشرفته است اهمیت داده بودیم، امروز در میدان مدنیت مادی، به غرب و اروپا و آمریکا که هرچه دارند از دولت سر اسلام و اصول عالیه آن و از برکات مساعی علماء مسلمین دارند محتاج نمی‌شدیم.

در این‌که جابر شاگرد حضرت امام صادق علیه السلام بوده و این‌که این علومی که از او ظاهر و راهنمای دانشمندان در فحص و تحقیقات علمی گردیده نتیجه تلمذ در خدمت آن حضرت بوده است نباید شبهه داشت.یاقعی در مرآه الجنان در ترجمه آن حضرت می‌گوید: «له کلام نفیس فی علوم التوحید و غیرها، و قد الف تلمیذه جابر بن حیان الصوفی کتاباً یشتمل علی الف ورقه تتضمن رسائله و هی خمسمأه رساله؛ یعنی حضرت صادق علیه السلام صاحب کلمات و بیانات نفیسه‌ای در علم توحید و علوم دیگر است، و شاگرد آن‌حضرت جابر بن حیان کتابی تألیف کرده مشتمل بر هزار ورق که متضمن پانصد رساله از آن بزرگوار است.»

هولمیارد دانشمند بزرگ شیمی تصریح کرده که جابر، شاگرد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بوده است.سید و علامه زاهد شهیر سید ابن طاووس می‌فرماید: «و ممّن وقفت علی کتاب منسوب الیه من علماء الشیعه جابر بن حیان من اصحاب الصادق صلوات الله علیه؛ یعنی از کسانی که واقف شده‌ام بر کتاب منسوب به او در علم نجوم از علماء شیعه جابر بن حیان از اصحاب حضرت صادق صلوات الله علیه است.»

غرض آن‌که حضرت صادق (علیه السلام) یک قوه فکریه در عصر خودشان بودند که به تدریس علوم اسلامیه و علوم قرآن و سنت و عقاید اکتفا نفرموده، بلکه به بحث در عالم کائنات و اسرار آن پرداخته، و در افلاک، مدارات شمس و قمر و نجوم، علومی را اظهار کردند که در ضمن آن مقدار نعمت‌های خدا را بر انسان تعلیم فرموده و وحدانیت خالق را از ابداع مخلوق و از تعدد اشکال و رنگ‌ها و غیر آن به مردم آموختند.

شیعیان در شوال المکرم هر سال در ایام شهادت امام صادق علیه السلام بنابر توصیه مراجع عظام مخصوصاً حضرتعالی که از پیشگامان برگزاری هیئات‌ عزاداری در ایام صادقیه بوده‌اید، به عزاداری آن امام همام می‌پردازند. توصیه شما نسبت به تعظیم و بزرگداشت ایام شهادت امام جعفر صادق علیه السلام چیست؟

انشاء الله همه ما از آنهایی باشیم که بتوانیم مکتب اهل بیت علیهم السلام را به سراسر دنیا معرفی کنیم تا همه بدانند که خداوند متعال یک چنین افراد برجسته‌ای در عالم وجود خلق کرده است.شیعیان مکتب ائمه علیهم السلام همانند سابق در مجالس عزای امام به حق ناطق حضرت صادق علیه السلام شرکت ‌کنند و با شکوه هر چه بیشتر مراسم عزاداری ایام شهادت آن حضرت را برگزار کنند که تعظیم مثل این روز، تعظیم دین و احکام الهی است.

همه شیعیان باید با برپایی مجالس وعظ، خطابه و بیان فضایل امام صادق علیه السلام، و نیز به راه‌انداختن هیئت‌های عزاداری، ارادت خود را به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام اظهار نمایند که تعظیم و بزرگداشت شخصیت بی‌نظیر آن امام بزرگوار، تعظیم شعائر است

«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب‏».

The post غرب‌زدگی ثمره‌ی‌ غفلت از مکتب‌جعفری appeared first on دیار عالمان.

[ad_2]

لینک منبع

مراسم تشییع پیکر شهید علیرضا نکونام در گلپایگان برگزارشد/ تصاویر

[ad_1]

مراسم تشییع پیکر شهید علیرضا نکونام در گلپایگان برگزارشد/ تصاویر

پیکر شهید علیرضا نکونام پس از بازگشت و تشییع بر روی دوش مردم در زادگاه و جوار دوستان شهیدش در گلزار شهدای روستای سعیدآباد آرام گرفت.

[ad_2]

لینک منبع